ریحانه جعفری عنوان كرد

نقش كتاب در جلوگیری از تجاوز به بچه ها

نقش كتاب در جلوگیری از تجاوز به بچه ها كاراموند: ریحانه جعفری بر نقش كتاب و ادبیات در جلوگیری از آزار و تعرض به بچه ها تاكید نمود.



این مترجم و نویسنده ادبیات كودك و نوجوان در گفت وگو با ایسنا، درباره ظرفیت ادبیات برای آگاهی بخشی به كودكان نسبت به بدن شان برای جلوگیری از اتفاقاتی مانند تعرض و تجاوز به آن ها اظهار نمود: بطور قطع یكی از بخش های مهمی كه می تواند به كودكان ما هنر «نه گفتن» را آموزش دهد، در كنار خانواده و مدرسه و همینطور رسانه های گروهی مانند صداوسیما و فیلم هایی كه ساخته می شود، كتاب و ادبیات است.

او در ادامه متذكر شد: كتاب و ادبیات با داستان های خود به جهان شخصی خواننده كودك وارد شده و سبب می گردد مخاطب كودك راحت تر با آن ها ارتباط برقرار كند، ازاین رو وظیفه هر نویسنده ادبیات كودك و نوجوانی این است كه برای آن ها داستان هایی بنویسد كه مسائلی همچون این موارد را به آن ها یاد بدهد: «نه گفتن»، این كه «بدن هر فرد برای خود اوست و كسی حق ندارد به آن دست بزند» و «نباید به غریبه ها نزدیك شود و اگر آن ها به او نزدیك شدند با آن ها چطور برخورد كند».

جعفری اضافه كرد: موضوعات بیان شده یك طرف ماجراست و طرف دیگر آن چاپ شدن این داستان ها است. ما نویسنده هایی داریم كه چنین موضوعاتی را در نظر دارند یا درباره عشق های دوران نوجوانی یا مبحث اعتیاد كودكان، روسپی گری و خودفروشی در دوران نوجوانی می نویسند؛ اما مهم چاپ شدن این داستان هاست. به همان اندازه كه نویسنده می نویسد، اجازه و مجوز چاپ این داستان ها هم باید داده شود. تا زمانی كه اجازه ندهند این داستان ها چاپ شود به تبع این اطلاعات به دست خواننده نمی رسد و تلاش نویسنده بیهوده خواهد بود.

مترجم مجموعه «استینك» تصریح كرد: زمانی كه یك نویسنده ببیند بر روی این موضوعات سرمایه گذاری فكری و زمانی می كند ولی مجوز چاپ نمی گیرد، مجبور می گردد از نوشتن این داستان ها دست بكشد و سراغ داستان هایی برود كه مجوز چاپ می گیرد. بنابراین داستان های این مدلی را بسیار كم در كشور خودمان و بسیار زیاد در ترجمه ها می بینیم. خیلی از كتاب های ترجمه را كه ببینید، این مسائل در آن ها مطرح شده است زیرا اجازه چاپ به این كتاب ها داده می شود؛ اما نمی دانم چرا اجازه چاپ چنین موضوعاتی در حوزه تالیف در كشور ما داده نمی گردد.

او درباره این كه مطالب چگونه بیان شود تا خانواده ها نسبت به كتاب ها موضع نگیرند و راغب باشند این كتاب ها را برای كودكان خود بخرند، اظهار داشت: چاره این مورد زیاد دیده شدن است. تصور كنید در باغی پر از گل های رنگارنگ یك گل سیاه می روید. گل سیاه جلب توجه می كند و فكر می كنند شاید علف هرز باشد، آن را می كَنند، گل دوباره درمی آید و دو گل می دهد، دوباره آن ها را می كَنند، باز گل رشد می كند، زمانی كه گل سیاه بخش بزرگی از باغ را در برگرفت و لاله سیاه هلندی و یكی از پرفروش ترین گل های جهان شد، همه از آن استقبال می كنند. همیشه با اولی ها و دومی ها موافقت نشده و در برابر آن مقاومت می گردد در صورتی كه اگر تعداد زیاد باشد و مدام درباره آن گفت وگو شود، پایه های آن تابو لرزان و سپس شكسته می گردد.

این نویسنده در ادامه اضافه كرد: ۲۰ سال پیش خبری از تجاوز به كودكان نمی شنیدیم زیرا بچه ها می ترسیدند به خانواده های خود بگویند و این دفعه وحشتناك را سالیان سال به دوش می كشیدند. از سوی دیگر وقتی خانواده ها متوجه این مورد می شدند شكایت نمی كردند و مبحث در رسانه ای مطرح نمی شد اما حالا برای این مسائل تابلو به دست می گیرند و اعتراض می كنند. این مورد اگر در روستاها و شهرها فراگیر شود همه متوجه می شوند؛ هم مراقبت از بچه ها بیشتر می گردد و هم پدر و مادرها به كودكان خود آگاهی می دهند و به آن ها هم یاد می دهند اعتراض كنند.

ریحانه جعفری درباره كتاب های خود هم اظهار داشت: من درباره بدن كتابی ندارم اما درباره طلاق كه آن هم یك تابوست كتابی ترجمه كرده ام. معمولا به بچه ها می گویند در مدرسه نگویند كه پدر و مادرشان از هم جدا شده اند بنابراین كودك یك زندگی دوگانه را تجربه می كند. در مدرسه باید وانمود كند پدر و مادرش با هم زندگی می كنند اما در واقعیت این طور نیست. یا پدر پنج شنبه جمعه ای دارد و یا یك مادر پنج شنبه جمعه ای و در طول هفته با یكی از آن ها زندگی می كند و یا این كه هیچ كدام را ندارد و با پدر و مادربزرگش زندگی می كند و پدر و مادرش به او سر می زنند. كتابی از باربارا پارك با اسم «مجبورم نكن لبخند بزنم» ترجمه كرده ام كه درباره این تابو حرف می زند. پدر و ماری كه می خواهند طلاق بگیرند و این مورد را با پسر خود (چارلی) در بین می گذارند. این داستان از زاویه دید بچه نوشته می گردد كه طلاق برای او چه فشارهای روانی بوجود می آورد. این كتاب را پدر و مادرها باید بخوانند و در مدارس و جامعه مطرح شود. جلد دوم این كتاب را با نام «مادرم ازدواج كرد» ترجمه كرده ام كه مادر چارلی می خواهد ازدواج كند و این كه چه اتفاقاتی از دید او می افتد. این كه پدرش هست و مقرر است ناپدری داشته باشد. ناپدری اش دو فرزند دارد كه می خواهند اتاق و مادر او را بگیرند و خیلی از اتفاقات دیگر. اصلا چرا مادر او دارد ازدواج می كند كه این تابو بزرگی در كشور ماست كه مادر نباید جدا شود و باید بسوزد و بسازد و اگر جدا شده باز هم باید بسوزد و بسازد و ازدواج نكند. بحث من درست و غلط بودن آن نیست بلكه دید بچه مهم می باشد كه چه اتفاق هایی برایش می افتد. این كه نویسنده با ظرافت و روان شناسانه این تابوها را بیان كرده است.

او با بیان این كه امسال هشت جلد كتاب از او انتشار یافته است، اظهار داشت: ترجمه كتاب های «پسری كه با پیراناها شنا كرد» نوشته دیوید آلموند در نشر هوپا، رمان دوجلدی «تی تی شاه» با نام های «تی تی شاه و امپراطور خبیث» و «تی تی شاه و موجودی از كرانگ» در نشر ایران بان و جلدهای هفت، هشت، نه و ده مجموعه «استینك» در نشر افق راهی بازار شده اند و كتاب تألیفی «چشم های سبز، هی هو ها ما» در شهرستان ادب انتشار یافته است.

او درباره «چشم های سبز، هی هو ها ما» توضیح داد: داستان درباره نوجوانی است كه زندگی اش دچار بحران شده است چون پدر و مادرش با هم مشكل دارند. با این شرایط كنار نمی آید و فشار روانی بر او وارد می گردد. او از گربه ها متنفر است و این فشارها او را بیشتر و بیشتر به طرف گربه آزاری می كشاند. یك بار گربه ها او را می گیرند، برایش دم می گذارند و او باید دم را از بین ببرد. در راه از بین بردن دمش ماجراهایی اتفاق می افتد و او هر بار با چالش های جدیدی روبه رو می گردد.





1397/04/01
12:33:18
5.0 / 5
4110
تگهای مطلب: زندگی , طلا , مد
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۵
karamond.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كاراموند محفوظ است

كاراموند



برند کاراموند لاکچری