اظهارات پژوهشگر دانشگاه هاروارد امریكا در یك نشست

نگاهی به قدرت شبكه های اجتماعی در انتخابات امریكا

نگاهی به قدرت شبكه های اجتماعی در انتخابات امریكا کاراموند: نشست آنلاین «انتخابات امریکا و شبکه های اجتماعی» با محوریت پلت فرم های خصوصی باتوجه به انتخابات 2020 امریکا، کرونا و سیاستگذاری و تنظیم گری شبکه های اجتماعی در ساترا اجرا شد.


به گزارش کاراموند به نقل از روابط عمومی ساترا، این جلسه به همت دفتر مطالعات تنظیم گری ساترا و با حضور میثم علیزاده، پژوهشگر دانشگاه هاروارد امریکا و حسن میثمی، فعال فضای مجازی و رسانه انجام شد.
قدرتنمایی پلت فرم ها
پژوهشگر دانشگاه هاروارد امریکا در ابتدای این جلسه اظهار داشت: بسته شدن حساب های ترامپ در شبکه های اجتماعی امریکا، از مصادیق مدیریت محتوا هستند. بعد از این وقایع، عده ای خوشحال شدند که جلو اقدامات ترامپ گرفته شده، اما عده زیادی بابت قدرت فزاینده پلت فرم ها که حتی می تواند جلو رئیس جمهور امریکا را نیز بگیرد، نگران شدند.
میثم علیزاده اضافه کرد: برخی کارشناسان امریکایی به این واقعه great deplatforming می گویند. این مسائل از چند جنبه قابل بررسی هستند. جنبه هایی مثل ریشه های صحنه زشت حمله به کنگره، پیشینه مدیریت محتوا در امریکا و ماده ۲۳۰ قانون «آداب ارتباطات»، قابلیت تکرار اقدامات پلت فرم ها، سیاسی یا خودخواهانه بودن اقدام پلت فرم ها، درس های اقدامات پلت فرم ها برای ما، قابل بررسی هستند. می توان اظهار داشت که ریشه اصلی حمله به کنگره امریکا، دوقطبی شدید سیاسی در امریکاست که در زمان ترامپ به اوج خود رسید.
انقلاب پلت فرم ها
یک فعال فضای مجازی و رسانه نیز دراین زمینه اظهار نمود: برای اقدامات اخیر پلت فرم ها در امریکا، می توانیم تیترهایی مثل «انقلاب پلت فرم ها» یا «ساختارشکنی پلت فرم ها» یا «قواعد جدید برای پلت فرم ها» را انتخاب نماییم. این اتفاق که خیلی خبرساز شد، منجر به ایجاد نقطه عطفی در قانون گذاری رسانه های اجتماعی شد.
حسن میثمی با اعلان اینکه پس از محدود کردن حساب های کاربری ترامپ، اشغال کنگره صورت گرفت و به صورتی ترامپ در حصر قرار گرفت، اضافه کرد: نکته جالب در اینجا، بیانیه توییتر و فیسبوک بود. در کشور ما نهاد قضایی به استناد قانون جرایم کامپیوتری مثلا به مدیر سایت آپارات می گویند که فلان محتوا را حذف کنید. اما توییتر و فیسبوک به هیچ قانونی استناد نکردند و مدیر فیسبوک اظهار داشت که ترامپ اجازه داشت تا وقتی قوانین ما را رعایت کند، در پلت فرم ما فعالیت کند.
وی اشاره کرد: ما احساس کردیم که قوانین امنیت ملی امریکا در حال نقض شدن است و به همین علت حساب کاربری ترامپ را به مدت دو هفته تعلیق کردند. این اتفاق برای کشورهای مستقل خطرناکست. فرض کنید کشور هند یک پلت فرم در یک کشور مقصد دارد و قوانین خودرا تنظیم می کند. کشور مقصد باید به این بیندیشد که آیا ممکنست برایش اتفاق تلخی بیفتد یا خیر. ما چند ماه دیگر یک انتخابات در پیش رو داریم و خیلی محتمل است که این اتفاقات در کشور ما رخ دهد.
پدیده مرکزیت پلتفرم
در ادامه این جلسه، علیزاده درباره موضوع مدیریت محتوا اظهار داشت: مدیریت محتوا و اینترنت در ایران بسیار سیاسی شده است. البته در کشورهای دیگر هم تا حدی سیاسی است. مثلا در امریکا هر دو جناح سیاسی معتقدند که قانون مدیریت محتوا باید صورت گیرد. اما هر جناح برداشت مختلفی دارند. در کشور ما، یک جناح وقتی در زمینه شبکه های اجتماعی صحبت شود، سریع از شائبه فیلتر کردن صحبت می کنند.
وی افزود: ما حالا با «پدیده مرکزیت پلتفرم» مواجه هستیم. یعنی پلت فرم ها مرکزیتی پیدا کرده اند که هر کاری بخواهند انجام می دهند و قوانین امریکا تا الان به آنها اجازه چنین موردی را داده است. پلت فرم ها می توانند با این ابزار که چه چیزی منتشر شود یا نشود، چه کسی صحبت کند یا نکند، گفتمان عمومی جامعه را شکل دهی کنند.
۳ دوره حکمرانی اینترنت
علیزاده با اعلان اینکه از شروع شکل گیری اینترنت تا حالا سه دوره حکمرانی اینترنت داشته ایم، اظهار نمود: دوره اول که از دهه ۹۰ میلادی شروع شد، به دوره «حقوق» مشهور است. بحث از این بود که مردم بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند و رسانه های خبری و دولت نگهبانان اخبار هستند. اینترنت موجب شکل گیری گفتمان آزاد و مستقل از دولت و حکومت و رسانه ها می شود. بنابر این تاکید بر این بود که هر که هر چه می خواهد را باید بتواند بیان کند.
پژوهشگر دانشگاه هاروارد اضافه کرد: در دوره اول برخی وقایع ناخوشایند مثل گفتار نفرت پراکنانه، محتوای غیرقانونی شنیع از قبیل پورن کودکان، انتشار فیلم های جنسی بدون رضایت طرف مقابل، آزار و اذیت، توهین به ادیان و نژادهای و ملیت های مختلف، اخبار جعلی صورت گرفت.
وی با اعلان اینکه این مسائل موجب شد وارد دوره دوم حکمرانی اینترنت به نام «سلامت عمومی» شویم، اظهار داشت: در این دوره معتقد بودند که حقوق مردم باید رعایت شود، اما باید جلو این اتفاقات زشت گرفته شود. یک سری قوانین همچون قانون GDPR اتحادیه اروپا وضع شد و برخی کشورها قوانین محلی وضع کردند.
علیزاده با تاکید بر اینکه بتازگی وارد دوره سوم حکمرانی اینترنت به نام «مشروعیت یا فرآیند» شده ایم، درباب خاصیت های این دوره اظهار داشت: در این دوره گفته می شود که سلامت عمومی بوسیله مدیریت محتوا باید اتفاق بیفتد. یعنی چه قوانینی وضع شوند، ضامن اجرائی آن چه باشد یا اینکه مرزها را چگونه باید مشخص کرد.
وی ادامه داد: عده ای معتقدند که پلت فرم ها باید مرزها را مشخص کنند، عده ای معتقدند که این کار باید توسط دولت و دستگاه قضایی و مجلس صورت گیرد، عده ای هم معتقد به انجام این وظیفه توسط نهادهای ثالث مثلا نهادهای مردم نهاد هستند.
این پژوهشگر دانشگاه هاروارد اظهار داشت: با اهمیت ترین قانون ناظر بر مدیریت محتوا در امریکا، همان قانون ماده ۲۳۰ وضع شده در سال ۱۹۹۶ است. طبق این قانون تمامی خدمات اینترنتی در قبال محتوای تولیدشده توسط کاربرانشان مصون هستند. یعنی در صورت تخلف کاربر، قانون مسئولیتی را متوجه پلت فرم نمی داند. این قانون برای همه خدمات اینترنتی است نه فقط فیسبوک و توییتر و بطور مثال نظرات کاربران زیر اخبار سایتها را نیز شامل می شود.
میثمی نیز دراین زمینه اظهار نمود: باتوجه به اتفاقاتی که در حوزه رسانه های اجتماعی در انتخابات امریکا رخ داد، می توان چند پیش بینی محتمل داشت. نخستین پیش بینی، معتبر شدن رسانه های اجتماعی محلی و منطقه ای است.
این فعال فضای مجازی و رسانه در ادامه بیان کرد: با وجود قدرت هایی مثل چین و روسیه، بعید نیست که بلوک شرق آسیا شبکه اجتماعی مختص خودرا داشته باشد. اعتبار شبکه های اجتماعی بین المللی تا حدودی زیر سوال رفت. البته ممکنست شبکه های اجتماعی بین المللی بتوانند خودشان را با خرده فرهنگهای موجود در کشور وفق دهند. پاسخگویی پلت فرم ها به دولتها افزایش پیدا خواهدنمود.
۳ نوع نگرش به پلت فرم در ایران
میثمی با اعلان اینکه بطور کلی سه نوع طیف و نگاه به پلت فرم ها در ایران وجود دارد، اظهار نمود: «محتواگرایان»، «منطقیون» و «پلتفرم زدگان». محتواگرایان می گویند پلت فرم مهم نیست، محتوای خوب می تواند به ترند شبکه های اجتماعی راه پیدا کند و افکار عمومی را تحت تاثیر دهد. این دسته اصالت را به محتوا می دهند.
این فعال فضای مجازی و رسانه اظهار نمود: در ایران هم عده ای می گویند چرا ما باید به سمت تولید پلت فرم برویم، بجای آن باید محتوای خوب تولید نماییم. این افراد با ایجاد پلت فرم ملی مخالف اند.
وی با اعلان اینکه در مقابل این افراد، طیف پلت فرم زدگان را داریم، افزود: این افراد کاری به محتوا و منشاء آن ندارند. اصالت را به پلت فرم می دهند و بر بسته شدن پلت فرم های خارجی تاکید دارند. در میان این دو طیف، دیدگاه و طیف منطقیون را داریم.
میثمی خاصیت بارز این طیف را تاکید بر ترکیب محتوای خوب روی پلت فرم رگوله شده (تنظیم شده) دانست و نمونه بارز آنرا حذف پست های ایرانیها در اینستاگرام درباره حاج قاسم سلیمانی معرفی نمود. در اینجا امریکا دارد در ایران قانون خودش را پیاده می کند. باتوجه به این موارد، می گوییم هم محتوا مهمست و هم پلت فرم.
چالش های قانونگذاری اینترنتی
علیزاده در پاسخ به سوالی درباره چالش های قانونی در زمینه اصلاح قانون های اینترنتی اظهار داشت: برای قانونگذاری در امریکا، از متخصصین و فعالان آن حوزه دعوت می شود که به مجلس بیایند. نبود این راهکار در کشور ما حس می شود. نکته بعدی اینکه نماینده یا نمایندگانی که می خواهند قانونی را طراحی و عرضه کنند، از یک تیم تخصصی استفاده می نمایند.
وی ادامه داد: همین طور وقتی پیش نویس اولیه ای از قانون تهیه شد، از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهیان درباره آن نظرخواهی می شود. متاسفانه این مورد نیز در کشور ما صورت نمی گیرد. یکباره خبری می شنویم که پیش نویس یک قانون بین نمایندگان در حال نظرسنجی است. اصلا معین نیست که این قانون را چه کسی نوشته و دانشگاهیان و فعلان رسانه از آن خبر ندارند. تا موقعی که یک امر برای مردم مسئله نشود، از سیاست مدار انتخاب شده هم نمی توان انتظار زیادی داشت.
۴ چالش مهم شکل نگرفتن مدیریت محتوا
پژوهشگر دانشگاه هاروارد با اعلان اینکه مدیر امنیت شبکه فیسبوک در مقاله ای چالش های شکل نگرفتن مدیریت محتوا را برشمرده است، اظهار نمود: از نظر وی، نخستین چالش این است که دولت امریکا ایده ای ندارد که در فیسبوک چه خبر است. چالش دوم این است که حقوق کارمند مایکروسافت یا فیسبوک یا توییتر حدودا دو برابر یک کارمند دولتی است. یعنی تا موقعی که دولت امریکا حاضر به سرمایه گذاری در این عرصه و جذب متخصصین آن برای وضع قوانین نباشد، اوضاع همین است که پلت فرم ها دست بالا را دارند.
علیزاده اضافه کرد: البته یک سری چالش های قانونی نیز وجود دارد. مثلا در امریکا گفتار نفرت پراکنانه و نژادپرستانه و... باتوجه به متمم اول قانون اساسی غیرقانونی نیستند و این گاهی بر بقیه کشورها نیز موثر است. مثلا هند از فیسبوک خواسته بود که محتوای فیس بوکی خلاف سیاست های هند در خود هند حذف شود، اما فیسبوک اعلام نمود که در قانون امریکا اینها جرم نیستند (قانون آزادی بیان) و فیسبوک متعهد به قوانین امریکاست.
وی اشاره کرد: چالش دیگری که در اصلاح قوانین و اعمال محدودیتهای سنگین برای پلت فرم ها وجود دارد، این است که قوانین سنگین موجب ایجاد ترس در پلت فرم و حساسیت بیش از اندازه در آنها می شود، یعنی حتی موارد قانونی را نیز حذف نمایند تا مشمول جریمه نشوند. این به صورتی سبب سانسور می شود.
علیزاده چالش بعدی را ایده کاهش دیده شدن محتوای دارای تخلف نفرت پراکنانه و... دانست و اظهار داشت: یعنی آن توئیت حذف نمی گردد، بلکه با الگوریتم های خاص آن محتوا را آنقدر پایین می برند که به آسانی قابل مشاهده نباشد. ایده دیگر، مسدود کردن قابلیت بازنشر یا ریتوییت محتوای کاربران مشکل دار بود. اما حتی این مورد هم می تواند مخالف قانون آزادی بیان امریکا و منع گسترش آزاد اطلاعات باشد.
پژوهشگر دانشگاه هاروارد درباره چالش دیگر نیز اظهار داشت: اگر پلت فرم ها ملزم به نظارت سنگین بر کاربران باشند، پلت فرم ها و بخش خصوصی را تبدیل به مامور دولت می کند. این امر می تواند تبعات اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. ضمن اینکه مخالف قوانین امریکاست. برخی نمایندگان مجلس امریکا به دنبال این بودند که بجای ملزم کردن پلت فرم ها، مشوق و مجازات در نظر بگیرند. یکی از موارد پیشنهادی برای اصلاح ماده ۲۳۰ این بود که پلت فرم ها باید از لحاظ سیاسی خنثی عمل کنند و این خنثی بودن توسط ۴ نماینده از دولت و مجلس باید تایید گردد.




منبع:

1399/11/11
21:41:28
0.0 / 5
268
تگهای مطلب: اینترنت , برند , تخصص , خدمات
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۴
karamond.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كاراموند محفوظ است

كاراموند



برند کاراموند لاکچری