13 سریال و یک غیبت بزرگ وطن در نمایش خانگی کجاست؟

13 سریال و یک غیبت بزرگ وطن در نمایش خانگی کجاست؟

به گزارش کاراموند، بررسی ۱۳ سریال نمایش خانگی در شش ماه اخیر، تصویری نگران کننده از محتوای این پلت فرم ها ارایه می دهد؛ حذف طبقه ضعیف، غیبت وطن و دین و تمرکز بر بزهکاری و فروپاشی خانواده.


نمایش خانگی در ۶ ماه اخیر ۱۳ سریال از بسترهای پخش خود منتشر نموده که سوا از داده هایی که میتوان از آن استخراج کرد، ماجرایی را باید تحت عنوان تجزیه و تحلیل محتوا را در آن مورد بررسی قرار داد.
اینکه مهم ترین بستر درحال توسعه سرگرمی در کشور چه محتوایی را به مخاطب رسانده و چه چیزهایی را انتقال داده. اول اجازه بدهید آن چه را از بیرون نسبت به نمایش خانگی نسبت داده می شود، مورد بررسی قرار دهیم و سپس در رابطه با جزئیات آن چه را بعنوان مؤلفه های مورد بررسی درنظر گرفته ایم، شرح بدهیم. نمایش خانگی طی سالیان اخیر عمدتا درگیر دو نگاه متضاد بود است؛ از طرفی بعنوان بازنمایی واقع گرایانه تر نسبت به وقایع و اتفاقات سیاسی و فرهنگی درنظر گرفته شده و از جهت دیگر بعنوان بخشی که صرفا درحال بازتولید بزه، فقر، ثروت و در کل موقعیتی اگزجره نسبت به جامعه ایرانی، درنظر گرفته شده است؛ اما حقیقت نمایش خانگی به سوی کدام یک از این نگاه ها تمایل دارد؟ باید جهت بررسی دقیق تر نگاهی واقع گرایانه را درنظر گرفت.
برای رسیدن به این واقع گرایی احتیاج به مؤلفه است و ما در ۹ بخش مجزا این ۱۳ سریال را مورد بررسی قرار داده ایم. مؤلفه هایی چون بازنمایی خانواده (به مثابه پناهگاه)، بازنمایی وطن، بازنمایی مفاهیم دینی در سریال، نگاه سریال به شبکه های اجتماعی، نگاه سریال نسبت به حکمرانی و سیستم های حاکمیتی، بازنمایی طبقه در سریال، مبحث اصلی سریال، ژانر اصلی سریال و بازنمایی جنسیت.
اما معنای هر یک از این مفاهیم مورد پرداخت چیست؟ نکته اول در رابطه با بازنمایی خانواده است، خانواده در این گردآوری داده بعنوان پناهگاه شخصیت های اصلی درنظر گرفته شده و این که آیا آن سریال خانواده را پناهگاه درنظر گرفته یا خیر؟
موضوع بعدی بازنمایی وطن است؛ وطن در این بررسی بعنوان مؤلفه های میهنی همچون پرچم، تمرکز دیالوگ ها بر ملیت و ایران درنظر گرفته شده و این که آیا رابطه فرد با میهن خود در سریال برجسته بوده است یا خیر؟ در رابطه با مفاهیم دینی نیز، حضور دین در یک سریال و این را که چه میزان از تغییرات روایی به مسئله دین ارتباط دارد یا خیر مورد بررسی قرار دادیم.
در مبحث بازنمایی رسانه های اجتماعی این موضوع مورد بررسی است که نگاه کلی اثر نسبت به رسانه های اجتماعی چه بوده و این که آیا بعنوان عنصر اثرگذار به آن پرداخته شده است یا خیر؟اما شاید مبحث چالش برانگیز در بین این مؤلفه ها را بشود در رابطه با نگاه سریال به حکمرانی و چهارچوب های حاکمیتی دید، این که چه میزان از سریال نسبت به حکمرانی و موضوعات حاکمیتی مثبت بوده یا این که در رویارویی ای منفی نسبت به آن قرار گرفته است.
در بازنمایی طبقه هم این مساله مدنظر قرار گرفته می شود که بافت جمعیتی شخصیت های اثرگذار در سریال به سوی کدام یک از گروه ها گرایش دارند. در رابطه با مبحث نیز داستان کلی و در رابطه با ژانر گونه روایی انتخاب شده مدنظر قرار گرفته و در مسئله جنسیت نیز همچون بازنمایی طبقه بافت جمعیتی شخصیت های اثرگذار مدنظر است.

خانواده در نمایش خانگی پناهگاه است؟


ازآنجاکه بررسی جایگاه خانواده در یک سریال مبحث چالش برانگیزی است باید به این نکته اشاره نماییم که خانواده در این بررسی صرفا در جایگاه پناهگاه اجتماعی درنظر گرفته شده است و این پناهگاه به مدلول پناهگاهی در امتداد عمل خوب و بد نیست و صرفا ازاین جهت مورد بررسی قرار گرفته که آیا خانواده توانسته پناهی برای شخصیت های داستان باشد یا خیر؟
ازاین جهت در سریال های «گل سنگ»، «هزارتو»، «اهل ایران»، «بامداد خمار ۲»، «کنکل» (تکرار) و «نیم رخ»، خانواده به علت وابستگی های میان خانواده کوچک و بزرگ بعنوان پناهگاه درنظر گرفته می شود و در سریال های «وحشی ۲»، «هزارویک شب»، «هفت» (تکرار سریال)، «بدنام» و «کلاغ» خانواده پناهگاه نیست، همینطور در سریال «اعتراف می کنم»، خانواده در بین مسایل پرداخته شده قرار نمی گیرد و در «کوری» نیز خانواده بعنوان پناهگاه ظاهر نشده است.

وطن را در نمایش خانگی پیدا کنید


در عمده تولیدات نمایش خانگی ترسیمی از وطن وجود ندارد و تنها جایی که وطن دیده می شود «اهل ایران» و «کلاغ» است. در باقی آثار نمایش خانگی وطن به مدلول ملموس دیده نمی گردد. البته این نکته مهم است که در سریال های چون «بامداد خمار ۲» تلاش هایی برای زنده کردن مؤلفه های زبان فارسی شده است؛ اما چون آنرا نمی توان در متن و روایت اصلی قصه قرار داد، پس نمی شود گفت بازنمایی روشنی از وطن داشته است.

دین مفهومی الصاقی در نمایش خانگی، همچون فضای مجازی


در عمده آثار نمایش خانگی دین یک مفهوم الصاقی است و خارج از متن اصلی داستان. بر طبق این مدل از نگرش سریالی که به شکل کامل اعتقادات را بازنمایی می کند وجود ندارد. تنها در دو سریال «بدنام» و «اهل ایران» در متن اصلی قصه دین قرار داده شده که آن هم پررنگ نیست و بیشتر الصاقی است. از طرفی در رابطه با مطالبی چون رسانه های اجتماعی که مسئله این روزهای جامعه ایرانی است سریال های ایرانی نقش پررنگی قائل نشدند و در عمده تولیدات نمایش خانگی یا پرداختی نسبت به رسانه های اجتماعی وجود ندارد یا این که بعنوان ابزار یا مشخصه نسل زد درنظر گرفته شده است و اثرگذاری ای در متن داستان ندارد.

حکمرانی مسئله نمایش خانگی نیست


شاید یکی از جاهایی که نمی توان اشتراکی بین تولیدات نمایش خانگی دید در نگاهی است که نسبت به حکمرانی و سیستم حکمرانی کشور برقرار می کنند. در بعضی تولیدات همچون «هزارویک شب»، سریال نسبت به حکمرانی نگاهی را ارایه نمی دهد و در «وحشی ۲»، سریال حکمرانی را صرفا در جایگاه ضابط قضایی نشان داده است.
از جهت دیگر در سریالی چون «هزارتو»، حکمرانی را دارای نفوذ نشان داده؛ اما روی توانایی های حاکمیت تمرکز کرده و در «اعتراف می کنم» نیز نسبت به جایگاه ضابط قضایی نگاهی مثبت دارد، همینطور در سریال های تاریخی ای چون «کلاغ» و «بامداد خمار» حکمرانی دارای فساد یا فرسوده است. در سریال «کوری» نیز این مجموعه حکمرانی را صرفا در جایگاه ضابط قضایی نشان داده شده است و نسبتی با فساد برقرار نمی نماید.

طبقه ضعیف در نمایش خانگی حذف شده


آنچه در سریال های کنونی نمایش خانگی میتوان دید حذف طبقات پایینی جامعه است و به جز «وحشی ۲» دیگر طبقه ضعیف و قشر کارگر در روایت اصلی قصه حضور ندارند؛ از طرفی نسبت بین حضور طبقات بالایی و متوسط جامعه تقریبا برابر است و این نشان از مشاغلی دارد که برای شخصیت های اصلی داستان ها انتخاب شده؛ البته این را نیز نباید فراموش کرد که در بعضی مواقع یا تلفیقی از طبقات در سریال درنظر گرفته شده یا اصلاً مبحث تنوع در طبقات بعنوان مبحث اصلی درنظر گرفته نشده است.

بزهکاری و چالش های خانواده مسئله اصلی نمایش خانگی


در میان مطالبی اصلی که در نمایش خانگی مدنظر قرار گرفته اند مسئله بزهکاری (قتل و سرقت) یکی از موضوعات پر تاکید بوده؛ اما مسئله چالش های خانوادگی با چهار سریال «گل سنگ»، «بدنام»، «بامداد خمار» و «نیم رخ» از مهم ترین موضوعات درنظر گرفته شده اند که نشان داده است نمایش خانگی در شش ماه اخیر روی چالش های درون گروههای اجتماعی تمرکز بیشتری داشته و خانواده و فروپاشی آن برایش مسئله بوده است. این موضوعات ذکرشده را حتی در بازنمایی ژانر نیز میتوان دید و عمده ژانرهای مورد پرداخت یا ملودرام ها هستند یا تولیدات جنایی که نشئت گرفته از چالش های خانوادگی و بزهکاری است.

سریال ها دیگر چندان مردانه نیستند


نکته پایانی را در بررسی محتوای تولیدات نمایش خانگی میتوان نشئت گرفته از یک مخاطب شناسی نسبتاً دقیق دانست. از ۱۳ سریال نمایش خانگی ۱۰ سریال ترکیب جنسیتی را منظر قرار دادند و تنها دو سریال «وحشی» و «کلاغ» را میتوان این طور درنظر گرفت که عمده شخصیت های اثرگذار در قصه شان زن نیستند و مردند. این مساله نشان داده است صاحبان نمایش خانگی فهمیده اند برای جذب طیف های مخاطبان برای سریال ها باید گروههای مختلفی را پای تلویزیون نشاند.
منبع: روزنامه فرهیختگان
1405/07/16
10:49:30
5.0 / 5
8
تگهای مطلب: ایران , تاریخی , سریال , شبكه های اجتماعی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کاراموند در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۱