سایه نوستالژی نخ نمای مدیران سینمایی در فجر جهانی

سایه نوستالژی نخ نمای مدیران سینمایی در فجر جهانی به گزارش کاراموند، جشنواره جهانی فیلم فجر زیر سایه نوستالژی مدیران دهه شصتی و گرایش به سینمای شاعرانه اروپای شرقی قرار گرفته؛ نگاهی که ملاک های انتخاب فیلمها را مبهم کرده و پرسش های جدی در رابطه با تناسب آن با نیازهای امروز سینمای ایران برانگیخته است.


به گزارش کاراموند به نقل از خبرگزاری مشرق، جشنواره جهانی فیلم فجر در جدیدترین دوره برگزاری خود، بالاتر از هر چیز بر نگاهی تاکید کرده که آنرا «سینمای شاعرانه» می نامند. اما پرسش جدی اینجاست: این شاعرانگی دقیقاً به چه معناست و چه نسبتی با زبان امروز سینما دارد؟
به طور کلی سینما با هنر، ذوق و حس و حال شاعرانگی ارتباط ذاتی دارد، ازاین رو انواع گونه ها و سبک های سینمایی می تواند بعنوان سینمای شاعرانه تلقی شود و در جشنواره جهانی فیلم فجر هم حضور داشه باشد، حتی فیلمهای فجیع و یا اکشن چونکه آنها هم بهره خود از شاعرانگی را دارند.

الگوی اروپای شرقی و سایه تارکوفسکی

با عنایت به صحبت های دبیر جشنواره در نشست خبری و دیگر رسانه ها و اشاره هایی که به فیلمهای حاضر در جشنواره شده است، بنظر می رسد سیاست جشنواره بیشتر در پی بازآفرینی سنتی است که در سینمای اروپای شرقی، با نام هایی چون آندری تارکوفسکی شناخته می شود. سینمایی که خیلی به ندرت در دیگر فرهنگ های دنیا با فیلمسازانی مانند برسون و یا درایر مطرح می شود. این سینما در ایران با عنوان سینمای «استعلایی» شناخته می شود. پل شریدر فیلمساز و نویسنده آمریکایی -که او هم در یکی از ادوار جشنواره به ایران آمد و درباره ی همین سبک نشست رسانه ای و علمی برگزار کرد- آنرا در پایان نامه دانشجویی خود مورد پژوهش قرار داده و در چارچوب یک کتاب چاپ کرده است، توسط بنیاد سینمایی فارابی هم ترجمه و انتشار یافته است.

تارکوفسکی


سینمایی که بر سکوت، تأمل و تجربه های معنوی تکیه دارد ودر یک کلام در سعی برای بیان «امر متعالی» است. روبر برسون (چهره اصلی کتاب سبک استعلایی در سینما) در گفتگویی که درباره ی این جنس از سینما دارد مشخصاً از عناصری در این سینما نام می برد که بطورکامل شبیه یک مدیتیشن و یا تجربه معنوی خاص است. عدم بهره مندی از داستان به معنای رایج سینمایی آن، برداشت های طولانی، عمق میدان، استفاده از نابازیگران، صوت های محیطی و طبیعی بجای موسیقی، قلت و پیراستگی و در کل فضایی خیلی ساده و آرام که جز اساتید سینما حدودا هیچ بیننده ای را جذب خود نمی کند.
از همین منظر است که فیلمسازی چون تارکوفسکی یا برسون و اوزو در بین عموم مردم و حتی منتقدین و سینمادوستان یک جایگاه خاص دارند تا آن که سینمایی همه گیر و جذاب و اثرگذار داشته باشند. سینمایی که دیگر حدودا بازتولید چندانی در جهان ندارد و بیشتر شبیه یک نوستالژی است. بویژه برای مدیران سینمایی ما که شاگردان مدیران دهه 60 سینمای ایران هستند که شیفته و عاشق سینمای تارکوفسکی بودند و متاسفانه تلاش کردند تا این شیوه را مبنایی برای سینمای ایران قرار دهند و نتیجه آن سینمایی کم مخاطب شد که امروز برای بقای خود چاره ای جز کمدی سازی گیشه ای نمی بیند.
اما آیا این زبان هنوز در جهان امروز جایگاهی دارد؟ در حالی که سینما به شدت متکثر و رسانه ای شده و بعنوان یک پیامرسان جدی و اثرگذار در معادلات جهانی و انسانی نقش آفرین است، چنین نگاهی بالاتر از آن که جریان ساز باشد، تنها مخاطب خاص و محدود خودرا حفظ نموده است.

فقدان ظرفیت جریان سازی



سینمای استعلایی یا به تعبیر دبیر جشنواره شاعرانه، هرچند پرارزش و قابل احترام، در عمل توان تأثیرگذاری گسترده بر فرهنگ منطقه و جهان ندارد. جشنواره ای که داعیه جهانی بودن دارد، آیا می تواند تنها با تاکید بر این زبان محدود، نقش مؤثر در دیپلماسی فرهنگی ایفا کند؟ یا این که این انتخاب بیشتر نوعی برگشت نوستالژیک به میراثی است که امروز کمتر با مخاطب جهانی ارتباط برقرار می کند؟

امروز جشنواره هایی مانند کن و دیگر جشنواره های رده الف دنیا (که حال به اهتمام چهره های دلسوز سینما در کنار آنها قرار گرفته ایم)، هم تلاش می کنند تا با عنایت به سینمای داستان گو، جذاب و دارای پیام و حرف های مهم و اثرگذار سلیقه سازی کنند و حرف روز داشته باشند.

ملاک دقیق فیلمهای شاعرانه چیست؟!


از سوی دیگر، وقتی از شاعرانگی در سینمای ایران سخن می گوییم همه فقره فیلمی به ذهن متبادر می شود. همانطور که در آغاز این یادداشت گفته شد، شاعرانگی مفهومی است که با ذوق و احساس هنری همراه می باشد و طبیعتاً در هر فیلم به خاطر ارتباط ذاتی که با آن دارد، حس می شود بویژه در سینمای ایران که شاعرانگی حدودا جزو فرهنگ ثابت مردم است. ازاین رو ملاک دقیق ما برای فیلمهای ایرانی چیست؟ بطورمثال حتی فیلم دفاع مقدسی «مجنون» سرشار از مضامین، حس ها و فرم شاعرانگی است یا «موقعیت مهدی» و یا حتی فیلمهای انتقادی اجتماعی ما؛ چه فیلم هایی دقیقاً در این جشنواره بعنوان سینمای شاعرانه انتخاب می شوند؟ آیا صرف نماهایی از طبیعت و یا تم های عاشقانه کافی است؟ از طرف دیگر میان این رویکرد داخلی با فضای بین المللی (که توضیحات آن بیان شد) چه ارتباط و تناسبی برقرار می شود؟
شاعرانگی در سینمای ایران، برعکس الگوی اروپای شرقی، در فرم و زبان سینمایی آهسته و استعلایی ریشه ندارد، بلکه در مضمون و نگاه انسانی فیلمساز تجلی می یابد. بنابراین، آیا درست است که جشنواره جهانی فیلم فجر این دو رویکرد متفاوت را در یک سبد قرار دهد و همه را ذیل عنوان «سینمای شاعرانه» معرفی کند؟

سایه زیتون شکسته بر بخش مقاومت



یکی از مهم ترین نقاطی که در سیاست جشنواره جهانی فیلم فجر باید مورد توجه قرار گیرد، نسبت میان «شاعرانگی» و «مقاومت» است. بخش «زیتون شکسته» همانطور که از همان نامش برمی آید می خواهد روایت گر چهره رنجور و صدمه دیده مقاومت باشد؛ روایتی که با زبان احساس و نمادهای شاعرانه عرضه می شود. آیا چنین زبانی می تواند بار سنگین واقعیت های امروز مقاومت را به دوش بکشد؟ سینمای مقاومت امروز حتی اگر نگاهی شاعرانه اتخاذ می کند، در این جنبه باید «شعر حماسی» را اولویت قرار دهد تا بتواند فضای ایستادگی و مقاومت پیروز را در مقابل رژیم کودک کش به گوش دنیا برساند. البته در این شکی نیست که بیان ظلم هایی که به مردم مظلوم و مقتدر ایران و غزه می شود، یکی از راه های انتقال است اما باید این نگرش در کنار جنبه حماسی و طوفانی باشد نه این که بر آن سایه بیاندازد.
جشنواره ای که داعیه جهانی بودن دارد، نمی تواند سهم مقاومت را تنها در یک بخش کوچک خلاصه کند. مقاومت نه یک موضوع حاشیه ای، بلکه یکی از اصلی ترین گفتمان های فرهنگی و سیاسی منطقه است که روز به روز طول موج آن بیشتر می شود و ما باید همزمان با ارتفاع آن هم قد بکشیم و این مساله در جشنواره فقط با حضور یک یا دو فیلم محقق نمی شود بلکه باید در فضاسازی، شعار و هویت جشنواره دیده و حس شود تا بتواند این حس را به دنیا منتقل کند وگرنه بیشتر به یک نمایش فیلم و رویداد نمادین ساده بدل می شود تا به یک میدان جدی برای گفتگو و تأثیرگذاری.
سیاست جشنواره در تاکید بر شاعرانگی، بااینکه محترم و قابل تأمل است، اما نیازمند بازبینی جدی است. آیا این رویکرد می تواند به نیازهای امروز سینمای ایران پاسخ دهد؟ در حالی که سینمای ایران به شدت از سرمایه سالاری ضربه می خورد، نگاهی کلی نگر و مبهم چه کمکی به سینمای ایران برای جریان سازی تازه نفس می کند؟ و مهم تر از همه، آیا جشنواره ای که نام «جهانی» را یدک می کشد، نباید بجای تاکید بر یک سبک خاص، به تنوع و تکثر زبان های سینمایی توجه کند؟
اینگونه نگران این هستیم که افق دیدی که سیاست گذاران جشنواره بویژه دبیر محترم آن دارد، مصداق شعر معروف شود که «تَرسَم این رَه که تو می روی به تُرکِستان است».
منبع: تسنیم
به طور خلاصه روبر برسون (چهره اصلی کتاب سبک استعلایی در سینما) در گفتگویی که در رابطه با ی این جنس از سینما دارد مشخصاً از عناصری در این سینما نام می برد که بطورکامل شبیه یک مدیتیشن و یا تجربه معنوی خاص است. آیا صرف نماهایی از طبیعت و یا تم های عاشقانه کافی است؟ مقاومت نه یک مبحث حاشیه ای، بلکه یکی از اصلی ترین گفتمان های فرهنگی و سیاسی منطقه است که روز به روز طول موج آن بیشتر می شود و ما باید همزمان با ارتفاع آن هم قد بکشیم و این مسئله در جشنواره فقط با حضور یک یا دو فیلم محقق نمی شود بلکه باید در فضاسازی، شعار و هویت جشنواره دیده و حس شود تا بتواند این حس را به دنیا منتقل کند وگرنه بیشتر به یک نمایش فیلم و رویداد نمادین ساده بدل می شود تا به یک میدان جدی برای گفتگو و تأثیرگذاری.
سیاست جشنواره در تأکید بر شاعرانگی، بااینکه محترم و قابل تأمل است، اما نیازمند بازنگری جدی است.


منبع:

1404/09/09
08:20:07
5.0 / 5
4
تگهای مطلب: ایران , بازیگر , جشن , جشنواره
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کاراموند در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۲
karamond.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كاراموند محفوظ است

كاراموند



برند کاراموند لاکچری

با کاراموند، خاص باشید ، تجمل را تجربه کنید. کاراموند: برای خاص پسندان